در کتابخانه و یاد آن سالها
- امروز یک بار دیگر به کتابخانه آستان قدس رفتم این بار با دانشجویان ارشد ادبیات که درس تصحیح متون با من می گذرانند. دیدار با برخی نسخه های خطی و یاد ایامی که در این کتابخانه کار می کردم و از چهره پردگیان زمانه گرد قرون می افشاندم برایم دلپذیر بود. دانشجویان اما گمانم آن را خواب و خیال می دیدند برای آن که از تاریخ برایشان می گفتم. از حدود 40 سال پیش. اسم هرکسی می بردم می گفتند خدا بیامرزد. یک دفعه حس کردم نکند من هم از زمره همان رفتگانم. اما نه به خودم دل می دادم که نه من در آن زمان که اینها بزرگ و بر سر کار بودند خیلی جوان بودم پس هنوز حق دارم امید وار باشم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 0:11 توسط محمد جعفر یاحقی
|