دی و اورمزدت خجسته بواد
«آذر» اگر به معني آتش هم نمي بود مي توانست با اين همه مناسبت آتشي از شور و شيدايي در دل آدمي بر افروزد. كه آتشي كه نميرد هميشه در دل ماست.
قرار بود كه مناسبتهاي آذر را ديگري بگويد و من بشنوم. من گوشم را از زبانم دوستر مي دارم براي آن كه آنچه از راه گوشم به من مي رسد از من است و آنچه بر زبانم مي گذرد پيش از آن كه بگذرد با من بدرود مي گويد. اتفاقي ناخوش مرا به ميدان آورد تا به مناسبت روزي بزرگ از مناسبتهاي آذر بگويم. ۲۵ارديبهشت را «روز فردوسي» كرديم با سماجت و حالا وقت آن است كه سوم دي ماه را«زادروز فردوسي» بكنيم، اگر به زبان خوش نشد با لجاجت و سرسختي.
به روان شاپور شهبازي دورد مي فرستم كه با پژوهشي جانانه و با فرورفتن در كنج و كنار ابيات شاهنامه و به مدد دانسته هاي گاه شماري سرانجام ثابت كرد كه روز تولد فردوسي روزجمعه سوم دي ماه سال 308 يزدگردي بوده است برابربا سوم ژانوية940 ميلادي. به يزدگردي و ميلادي اش كاري نداريم. سوم دي ماهش براي ما مهم است كه همين را هم ما به عنوان زاد روز فردوسي اعلام كرده ايم و چند سالي است كه در اين روز جشنكي برپا مي داريم در فرهنگسراي فردوسي به اين مناسبت و به جند مناسبت ديگر پيش و پسِ آن:
- 9 آذر: جشن آذرگان؛ 26آذرماه: روز عرس مولانا جلال الدين، 30 آذر: آذر جشن+ تولد مهر كه بعدها شده است مسيح و ميلاد مسيح؛ و سرانجام هم شب دراز سال يلداي ديرينه سال كه همة دلها را با معنا و گرماي خود به هم مي پيوندد. و حالا هم 3 دي ماه شده است زادروز فردوسي و به ديگر سخن زاد روز زبان و فرهنگ و ايرانيت و آدميت.
و 11 دي كه آغاز سال نو مسيحي است. پس به ما حق مي دهيد كه بر گرامي داشت اين روز پاي بفشريم و فردا جمعه با همة فرهنگيان و فرهنگوران فرهنگسراي فردوسيِ با فرً و هنگ در تالار ساپكو فراهم بنشينيم و اين روزهاي شادي آفرين را گرامي داريم كه ما اينك به شادي و گرم دلي نيازمنديم مثل نياكانمان، در ژرفاي زمستاني كه درآنيم.
زمستان را با گرماي دلها بشكنيم به شادي بزرگداشت زادروز فردوسي و اين روز را به همه شاد باش بگوييم.
