تبليغاتX
ميان ماندن و رفتن

ميان ماندن و رفتن

یافته ها و دریافته ها

آدم اگر در اردیبهشت بمیرد کمترین فایده اش این است که اولا تعداد بیشتری بر جنازه اش خاضر می شوند در ثانی آنهایی هم که به این بهانه از شهر های دود آلود بیرون می آیند دست کم نفسی تازه می کنند و خواسته یا ناخواسته بر روانش درود می فرستند.

پس درود بر اردیبهشت ماه جلالی که همچنان که ماه زندگی است ماه مرگ نیز هست. 

ببجشید که که با مرگ شروع کردم. اشکالی هم ندارد زندگی اصلا با مرگ معنا پیدا می کند مرگی که اصلا خود  ادامه زندگی است.

اردیبهشت ماه مناسبتهاست. مناسبتهایی مربوط به مرگ و زندگی. تقویمتان را نگاه کنید: اول اردیبهشت ماه جلالی: یادروز سعدی. سوم اردیبهشت ماه : روز بزرگداشت شیخ بهایی. ۶ اردیبهشت : یادروز حمله نظامی آمریکا به صحرای طبس.۱۰ اردیبهشت: روز ملی خلیج فارس.۱۲ اردیبهشت: روز شهادت استاد مطهری- روز جهانی کارگر- روز معلم. (راستی از همه کسانی که به مناسبت این روز به من تبریک گفته بودند سپاسها دارم). روز ۲۲ اردیبهشت روز پرستار.  ۲۵ اردیبهشت روز ملی فردوسی. روز ۲۸ اردیبهشت  روز بزرگداشت خیام .  در اردیبهشت خراسان خیلی حرف برای گفتن دارد. پس بشتابیم برای بزرگداشت رزوهایی که مانده است: فردوسی و خیام.

راستی اگر ایران فردوسی و خیام را نمی داشت چه سرنوشتی پیدا می کرد؟ دکتر اسلامی ندوشن قرار است روز ۲۵ اردیبهشت به این پرسش پاسخ گوید. همه مشهدیها را به شنیدن پاسخ او دعوت می کنم:  عصر سه شنبه و صبح چهارشنبه تالار کانونهای فرهنگی دانشگاه فردوسی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:2  توسط محمد جعفر یاحقی  | 

 

آزادی چیز خوبی است اما بهتر از آزادی آزادگی است. برای رسیدن به آزادگی از معبر آزادی باید گذشت. و آزادی وقتی محقق می شود که ابتدا بتوانی حرفت را بزنی. من ممکن است حرفی نزنم اما جانم را می دهم تا تو حرفت را بزنی شاید من هم از این رهگذر ذره ای به آزادگی برسم چیزی که برای رسیدن به آن باید تاوان سنگینی بپردازیم.

در ین بهار دل انگیز از همه دوستانی که حرف دلشان را می زنند و در حین مشق آزادگی از من هم یاد می کنند سپاسگزارم.

در بند آن نیم که به دشنام  یا دعاست                    یادش بخیر هر که مرا یاد می کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 23:9  توسط محمد جعفر یاحقی  | 

بهار بهانه ای است برای از یاد بردن زمستان. پس درود بر بهار .

و چه نعمتی است از یاد بردن در روزگاری که هیچ چیزش به«به یادسپردنی» نمی ارزد.

پس دورد بر نیاکان که د رنوروز همه چیز را نو می کردند یعنی کهنه ها را از یاد  می بردند حتی سبو را در چهار شنبه سوری نو می کردند. « تاکی سبوی کهنه جان را به نو کنیم».

(خب این هم شد یک مصرع با یک«به» ی اضافی) 

درود بر دلهای بی کینه درود بر ذهنهای خالی.

آخر آن قدیمها می خواندیم:  از شیشه بی می می بی شیشه طلب کن       حق را ز دل خالی از اندیشه طلب کن .

آبادان باشی. از من به تو درود از من به تو سپاس. 

در سفر باغ و بوستان و بهار      منزل و جای و رهگذار تو باد

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 20:44  توسط محمد جعفر یاحقی  | 

بانوی ايرانی در كنار سفره هفت سين

آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار

هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 20:42  توسط محمد جعفر یاحقی  | 

هفته پیش مراسم رونمایی کتابهای تازه منتشر شده عطار بود در تهران از سوی انتشارات سخن. با حضور آدمهایی که بندرت یک جا گرد هم آمده بودند این سالها. آخر من در کم جلسه که شرکت نکرده ام در کدام یک آنها می توانست طیفهای گسترده ای مثل این کنار هم باشند؟  ایرج افشار- احسان نراقی- شهرام ناظری- الهی قمشه ای- ژاله آموزگار- فتح الله مجتبایی-باستانی پاریزی- مهدی محقق- اسماعیل سعادت- علی دهباشی- حسن انوری-علی اشرف صادقی - احسان اشراقی و دهها شخصیت دیگر و  بر سر هم پانصد نفری و شاید هم بیشتر که برای پیدا کردن هرکدامشان باید گیوه ها پاره کنی و باز هم نیابی.

این همه را عطار کنار هم نشانده بود . همه آمده بودند تا کتابهای تازه عطار به تصحیح شفیعی کدکنی را رو نمایی کنند و طرفه تر آن که قرار بود من هم برای آنها در این خصوص حرف بزنم که زدم. دیدار دو نیشابوری ( عطار و شفیعی)برای همه دلپذیر بود. بخصوص که شفیعی معمولاْ در هیچ مجلسی حضور پیدا نمی کند. کتابهای تازه اما اسرارنامه بود و مصیبت نامه و ایضاْ طرح جلد الهی نامه که قراراست تا نوروز کنار بقیه بنشیند با دو کتاب قبلی یعنی منطق الطیر و مختار نامه که در همان قطع و طرح تجدید چاپ شده است در انتشارات سخن.  ۵ کتاب از عطار به تصحیح شفیعی که براستی طرحی نو درانداخته است در کار فرسوده تصحیح که به حد کفایت در نظر نسل امروز بدنام است. اما حرف من این است که اگر جوان ما از سر نیاز امروز به کتابهای عطار نظری بیندازد و حوصله کند و کمی از مقدمه و موخره هرکدام را بخواند با من همعقیده خواهد شد که سقف آسمان تصحیح شکافته و طرحی نو در انداخته شده است به همت شفیعی که برایش دعا می کنم و می گویم:

وان یکاد بخوانید و در فراز کنید   

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:53  توسط محمد جعفر یاحقی  |